در آرزوی یک نگاه
تو ره سپار می شوی به سوی عشق
و من کنار پنجره در آرزوی یک نگاه
« آه می کشم »

تو از دیار من چه شادمانه کوچ می کنی
و چشم های بی قرار من به غربت همیشگی
هنوز خیره مانده اند !
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 11:38  توسط نیما
|
