
رو خاک خیس ساحل کشیدم نقش یک دل
آخـــــریــن یـــادگــاری....
بــا گـریـه گفتم آخـر مــرا بــی یــار و یــاور
به دست که می سپاری؟
برای من
و برای ادامه ی زندگی
چیز خاصی لازم نیست
یک اتاق کوچک
چند کتاب
کمی طناب
و یک دوست خوب
خوب
خوب
که از زیر پای من
چارپایه را بکشد...
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 19:50  توسط نیما
|
