شورشگرنمیمیرد

ستاره من
چند گاهی است با تو آشنا شدم
و آن لحظه بود که عشق گمشده خود را یافتم
و آن دم بود که باران عشق برایم معنای دیگری پیدا کرد
شاید تو همان عشق کودکی باشی که در سبزینه خاطراتم
نهفته بودی
شاید همان سیب سرخ
اکنون رنگین کمان هفت رنگ برایم هفتاد رنگ دارد
و شاید هم به همین سادگی از پس تاریکی ها بیرون آمدم
و این آرامشی بود در میان غوغا
شاید تو یکی از خاطرات شیرین
نه آن ستاره یلدا باشی
یا آن ارزوهای گمشده
تو آن عشق ابدی هستی که در خانه امید دلم جا باز کردی
میدانم که با تو میتوان نیمه تاریک یک سرنوشت را
روشن دید
و تو به من فهماندی که تعبیر یک رویا در دست
سرنوشت است
و آن زمان بود که دیگر سایه های تردیددیگربرایم
معنا نداشت
و جای آن حقایق شیرین برایم بهترین معنا بود
و تو به من آموختی که در ایینه شکسته هم می توان
نگاهی در آیینه داشت
همیشه فکر میکردم که خانه عشق در دشت آرزوهاست
اما تو گفتی که: بوی خوش زندگی در رویای واقعی است
و این را یقین دارم که تو برایم تولدی دیگر بودی
نیمه تاریک یک زندگی با تو سفری داشتم به رویا
تو هر روز برایم ستاره درخشانتر میشوی





در آرزوی یک نگاه
تو ره سپار می شوی به سوی عشق
و من کنار پنجره در آرزوی یک نگاه
« آه می کشم »

تو از دیار من چه شادمانه کوچ می کنی
و چشم های بی قرار من به غربت همیشگی
هنوز خیره مانده اند !
قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا
اگر بیایی
دیگر نمیتوانم
اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظارها
به این پرسه زدن ها
در اسکلت و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟![]()


If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.
-- Stone Temple Pilots
اگر تو خواستی قبل از من بميری
بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .
هرگز نگو......... ............... ................ ..........
.
هرگز نگو که دوست داری اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی
هرگز درباره احساست سخن مگو اگر واقعا وجود ندارد
هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری
هرگز نگو برای همیشه وقتی میدانی جدا می شوی
هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری
هرگز سلامی نده وقتی می دانی خداحافظی در پیش است
هرگز به کسی نگو تنها با او نمی خواهی وقتی در فکرت با دیگرانی
هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری
![]() ![]() ![]() ![]()
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
غربت |
|
|
تو رفتی * شهر در تو سوخت * باغ در تو سوخت * و من بی تو سوختم...سوختم...
اما دو دست جوانت * بشارت فردا * هر سال سبز میشود و گل میدهد گلی به سرخی خون * و به زیبائی * و مهربانی تو * گل آزادی
| ||||||
|
| ||
|
| ||
| صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
| نوشته های پیشین |
| مهر 1384 مرداد 1384 |
| پیوندها |
|
RSS |